هفت ماهگی قند عسلم
با دستان زیبایت بنواز که این دل تنها با نواختن تو آرام می شود
اینکه نوشتم قند عسلم چون واقعا عسل شدی اونم عسل نااااااااب
قربون شیطونی هات برم
خیلی کنجکاوی همه چیزو با دهنت تست میکنی ببینی چیه
بووووووووووس
عزیزم این ماه هم با کارهات ما رو کللللللی خوشحال کردی
اول اینکه بعد از گذروندن مرحله سینه خیز 6 ماه و 3 روزت بود که ژست چهار دست و پا گرفتی و 6 ماه و 24 روزگی به طور کامل چهار دست و پا رفتن رو شروع کردی
قربون دست زدنت برم تا میگم دس دس ددسی سریع دستاتو نگاه میکنی دست میزنی
عاشق دالی بازی هستی 
تازه نی نای هم بلدی با آهنگ نینای مامان یه دستتو میاری بالا مثل نینای میچرخونی 
6 ماه و 27 روزگی وقتی شما مشغول بازی کردن بودی دیدم با کمک مبل سرپا شدی
و دستتو به مبل گرفتی ( اسفند دونه دونه) چند روز بعد به کمک مبل قدم بر داشتنو شروع کردی
این ماه دومین سفر زندگیتو رفتی با هم رفتیم نهاوند
دیدن سینا کوچولو ( پسر عمو ) کلی دوست جدید پیدا کردی همه دوست داشتن
(اینقدر که خوردنی هستی عشق مامان ) تو ماشین طبق معمول خانوم بودی فقط چون مدام جات عوض میشد کمی بهونه میگرفتی
البته شما کار بدی انجام ندادی
این ما بزرگترها هستیم که شرایط رو به شما تحمیل میکنیم

هلوی ماماااااااااااااااان
برای دیدین بقیه عکسها به ادامه مطلب برید.....


قربون کنجکاویهات بشم منننننن





هفت ماهگی قند عسلم 
